گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

عمرم در آرزوی تو رفته ست و می رود

صبرم به جستجوی تو رفته ست و می رود

رفتی و بوی زلف تو ماند و هزار دل

دنبال تو به بوی تو رفته ست و می رود

سوی در تو رهبر جانهای عاشقان

بادی که آن به کوی تو رفته ست و می رود

خونابه ایست از دل همچون منی دگر

آبی که آن به جوی تو رفته ست و می رود

باری قصاص بهر چه آموزدت قریب؟

کاین شیوه ها ز خوی تو رفته ست و می رود

در جان همی رود سخن و من نهاده گوش

هر جا که گفتگوی تو رفته ست و می رود

درکش عنان که چون سر خسرو هزار پیش

پیشت ز عشق روی تو رفته ست و می رود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.