گنجور

شمارهٔ ۷۱۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند

زلف تو با شب و رخسار تو با ماه کند

از خیالت شب عاشق به درازی بگذشت

رفتن و آمدن از زلف تو کوتاه کند

خیز و بخرام که از بهر خرامیدن تست

شانه کو بر سر خوبان جهان راه کند

نازنینا، ز پی سایه تست از خورشید

گل که او خیمه زند، ماه که خرگاه کند

دیده در چاه زنخدان تو افتاد مرا

با که گویم که ازین واقعه آگاه کند؟

ناله من که یکی بود و دو شد از زنخت

همچو آواز که مردم به سر چاه کند

آتشی در دل خسرو زدی و آه نکرد

کاتشی دیگر برخیزد، اگر آه کند

خسروا، گر ستم از دوست رسد، باکی نیست

چاره تسلیم بود هر چه که آن شاه کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام