گنجور

شمارهٔ ۵۶۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر چشم تو روزی بر مه افتد

مه از خورشید باشد، در ته افتد

وگر شکل زنخدانت ببیند

روانی آب حیوان در چه افتد

چو در خندیدن آید باغ رویت

گل اندر دیده مهر و مه افتد

کند پیوند عمر از صبح رویت

چو روز عمر گل را کوته افتد

نخواهم بعد ازین مه را ببینم

گذر گر بر منت بعد از مه افتد

به رویت خواهم، الحمدی بخوانم

غلط، ترسم که در بسم الله افتد

دلم را در سر زلفت ره افتاد

غریبان را به هندوستان ره افتد

چو خواهد عارضت عشاق را عرض

نظر بر من پس از چندین گه افتد

فغان، ای جان که در خسرو فراقت

چنان افتاد کاتش در که افتد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.