گنجور

شمارهٔ ۵۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد

زلفت کشم و تاب ندانم که چه باشد

آن شب که بتا، چشم تو در خواب ببینم

در دیده خود خواب ندانم که چه باشد

تا طاق دو ابروی تو محراب بتان شد

بت جویم و محراب ندانم که چه باشد

چون چاه زنخدان تو از دور ببینم

تشنه شوم و آب ندانم که چه باشد

از زلف تو چون نیست مرا سوی رخت ره

شب گردم و مهتاب ندانم که چه باشد

گویند که دریاب درین واقعه خود را

می گویم و دریاب ندانم که چه باشد

باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو

من بنده در آن باب ندانم که چه باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام