گنجور

شمارهٔ ۵۰۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یک روز به عمری ز منت یاد نیاید

یک شب رهی از کوی غمت شاد نیاید

از بوی توام سوخته شد، وه دلم آخر

کمتر شود این شعله، اگر باد نیاید

یارب که می خوشدلیت باد گوارا

هر چند که از مات گهی یاد نیاید

فرداش مخوانید به بالینگه من، زانک

شیرین به سر تربت فرهاد نیاید

جانم که به ویرانه غم ماند مخوانید

کاین باغ خرابه ست، ورا باد نیاید

دشوار نباشد دگرم بندگی دل

آزاد کس از جان خود آزاد نیاید

نوروز در آید ز برای همه مرغان

بلبل ز پی رفتن صیاد نیاید

دیوانه بگردم من ازین کوی به آن کوی

دیوانه وش آن ترک پریزاد نیاید

خسرو چو کند ناله چو فرهاد، شبی نیست

کز ناله او کوه به فریاد نیاید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان