گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست

فریاد ازان کرشمه که راهم چنین زده ست

فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شده

آفت به کنجهای دهانت کمین زده ست

ماری ست گرد عقرب زین حلقه جسته ای

آن جعد به حلقه حلقه که در زیر زین زده ست

تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرو

از یاد لاله زار کله بر زمین زده ست

از بهر آن که لاف جمال تو می زند

صد بار باد بر دهن یاسمین زده ست

گفتم به دل که بر تو که زد ناوک جفا

سوی تو کرد اشارت پنهان که این زده ست

چشم تو رای زد که کشد بنده را به ظلم

انصاف می دهم که چه رای متین زده ست

خسرو، تو کیستی که در آیی در این شمار

کاین عشق تیغ بر سر مردان دین زده ست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.