گنجور

شمارهٔ ۲۶۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم فتانت که دی بر رو نخفت

فتنه را بیدار کرده او نخفت

تاز جوی لب خط سبزت بخاست

سبزه تر بر لب هر جو نخفت

گل برآمد با تو و بادش به روی

پشت دستی زد که تو بر تو نخفت

من نخفتم در فراقت هیچ گاه

چشم من در حسرت آن رو نخفت

نی خود آن نرگس به خونم راه داشت

بخت من، کان غمزه بد خو نخفت

هر که پهلوی تو خود در خواب دید

تا قیامت هم بر آن پهلو نخفت

بازویت خسرو چو زیر سر نیافت

کرد تنها زیر سر بازو، نخفت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.