گنجور

شمارهٔ ۲۴۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت

خاک آن سلسله مشک فشان خواهم گشت

دود دلهاست درین خانه مرا بو آمد

سگ کویم همه شب نعره زنان خواهم گشت

سوخته چند کشم آه نهانی آخر

وه که دیوانه شده گرد جهان خواهم گشت

وقت تست اکنون، ای دیده و وقت ما نیست

که من امشب به سر کوی فلان خواهم گشت

بنده عشقم، آنان که درین غم مردند

تا زیم گرد سر تربتشان خواهم گشت

آخر این عمر گرامی ست که بر می گذرد

وعده تا کی نه دگر بار جوان خواهم گشت

من بدین دیده گهی سیر ترا خواهم دید؟

تا کی آخر به درت دیدکنان خواهم گشت

حد خسرو، اگر اینست که پیشت میرد

جان چه باشد که ز بهرت من ازان خواهم گشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور