گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

یا دلم را به راز محرم شو

یا تنم را بدوز و مرهم شو

گر نه ای آگه از درونه من

یک زمانی بیا و همدم شو

نشوی کم به پرسشی که کنی

ورشوی کم بدین قدر کم شو

چند سر برکنی ز جیب جفا

یا به دامن کش و فراهم شو

ور غمت بهر بردن دل ماست

دل ما را بگیر و بی غم شو

گر شوی دیده، می توانی شد

مردم دیده گر شوی، هم شو

جای در چشم خسرو ار نکنی

خاک پای سر معظم شو

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.