گنجور

شمارهٔ ۱۶۲۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صد ره گذری هر دم بر جان خراب من

رحمت نکنی هرگز بر چشم پر آب من

بر زد ز دماغم دود از شربت عشق، آری

بی درد سری نبود مستی شراب من

هر چند دلم خون شد، سوزاک من افزون شد

کشته نشد این آتش از آب کباب من

جانم به گداز آمد، کو آن همه عیش من؟

شبهای دراز آمد، کو آن همه خواب من؟

چون گریه کند چشمم، ماتمکده ای باید

تا بر سر همدردان ریزند گلاب من

می سوزد دل تنگم، ای هجر، مگر زین سو

بر بوی کباب آید آن مست خراب من

در دوزخ اگر سوزم، زین نیست مرا دردی

هستی تو بهشتی رو، این است عذاب من

یک تار قبایم ده خلعت ز پی خسرو

دران نبود باری تشریف جواب من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify