گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

بوستان جلوه در گرفت اینک

گل ز رخ پرده برگرفت اینک

آتش لاله برفروخت ز باد

دامن کوه در گرفت اینک

بلبل آمد، نشست بر سر گل

بینوا بود، زر گرفت اینک

غنچه در پیش فاخته ز اصول

سبقی تازه بر گرفت اینک

ورق غنچه را که نم زده بود

ورقش یکدگر گرفت اینک

آب را گر چه چشم ها پاک است

بوستان را ببر گرفت اینک

بید در لرزه گشت و تیغ کشید

آب را رهگذر گرفت اینک

خار چون تیز کرد پیکان را

گل به برگش سپر گرفت اینک

شاخ گلگون که بارگیر گل است

ناگه از باد برگرفت اینک

مرغ می گفت، گل نخواهد رفت

لاله گوی کمر گرفت اینک

ابر در گریه شد ز ناله خویش

پرده ای تنگ در گرفت اینک

کرد بر وی سحاب ریختنی

باغ را در و زر گرفت اینک

طوطی آغاز شعر خسرو کرد

روی گل در شکر گرفت اینک

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.