گنجور

شمارهٔ ۱۱۰۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر

مبند چشم عنایت نظر فراز مگیر

ز دل گزیده شدم، زلف را بدو مگذار

منم غریب، تو سگ را رسن دراز مگیر

اگر بگیرم زلفت، به سوی خویش مکش

ز دست من بردت شب، طریق باز مگیر

بدزد لب، چو بگیرم به زیر دندانش

نواله ای به دهن آمده ست، باز مگیر

تنم ز هجر دو تا شد، هنوز زخم مزن

مرا که چنگ شکستم برای ساز مگیر

چو من بسوختم از غم مخای چندین لب

چو شمع پیش تو باشد، شکر به گاز مگیر

ببرده ای دل خسرو، مگوی کی بردم؟

عنان ناز بکش، راه احتراز مگیر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور