گنجور

گزیدهٔ غزل ۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

قدری بخند و ازرخ قمری نمای ما را!

سخنی بگوی و از لب شکری نمای مارا

سخنی چو گوهر تر صدف لب تو دارد

سخن صدف رها کن گهری نمای مارا

منم اندرین تمنا که بینم ازتو مویی

چو صبا خرامش کن کمری نمای مارا

ز خیال طرهٔ تو چو شب ! ست روز عمرم

بکر شمه خنده‌ای زن سحرنمای مارا

بزبان خویش گفتی که گذر کنم بکویت

مگذر ز گفتهٔ خود گذری مای ما را

چو منت هزار عاشق بودای صنم ولیکن

بهمه جان چو خسرو دگری نمای مارا

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجید بیگی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۴ نوشته:

چو صبا خرامشی کن.
سحری نمای مارا.
گذری نمای ما را

 

عباس در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

به همه جهان چو خسرو....
لطفا اشتباهات تایپی را تصحیح کنید.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.