گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۸۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

از دوری خود جانا حال دل من بشنو

اندوه فراق گل ازمرغ چمن بشنو

زان موی بناگوشت هر کس گله‌ای دارد

آن طره به یکسو نه از گوش سخن بشنو

نافه همه بوی خوش ازبوی تو می دزدد

غمازی آن دزدی ازمشک ختن بشنو

از باد هوایت دل صد جان بدید این خود

به شگفت گلی دیگر ای غنچه دهن بشنو

تو جان منی و من دور از تو همی میرم

ای جان جدا مانده آخر غم تن بشنو

بشکست می لعلت چون توبهٔ خسرو را

اکنون صفت مستی زان تو به شکن بشنو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصور محمدزاده نوشته:

خواهشمند است بیت دوم را به صورت زیر اصلاح فرمایید:
زان موی بناگوشت هر کس گله ای دارد
آن طره به یکسو نه از گوش سخن بشنو

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

دریای سخن