گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

تن پاکت که زیر پیرهن است

وحده لاشریک له چه تن است

هست پیراهنت چو قطرهٔ آب

که تنگ گشته برگل و سمن است

با خودم کش درون پیراهن

که تو جانی و جان من بدن است

تازیم در غم تو جامه درم

وز پس مرگ نوبت کفن است

دل بسی برده‌ای نکو بشناس

آنکه خسته تر است ازان من است

اندرا و میان جان بنشین

که تو جانی و جان ترا بدن است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.