گنجور

معمیات

 
کمال خجندی
کمال خجندی
 

شمارهٔ ۱: چون برافشاند آن پریرخ طره را - دل برآورد ز درون طره سر

شمارهٔ ۲: گویم بتو نام آن شکر لب - شیرین تر ازین چکار باشد

شمارهٔ ۳: نام او نانوشته بر خواندم - چون نهادم سر قلم بر نام

شمارهٔ ۴: عیدی دیدم سر علم افتاد - فی الحال بجایش سر سنج بستم

شمارهٔ ۵: آنکه در حسن مه چهارده بود - دی شنیدم که بپیوست بسی

شمارهٔ ۶: با آنکه ترا سر مسلمانی نیست - یاد بود و کنون نیست همان محبوبی

شمارهٔ ۷: عقل را میانه بربایی - بر سر سنبل ار نهی بندی

شمارهٔ ۸: این زمان در عزیز فی الحال - تا زمان دگر چه باشد حال

شمارهٔ ۹: با من آن ترک کمان ابرو گفت - پیش چشمش به زبان ترکی