گنجور

شمارهٔ ۱۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » مقطعات
 

صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید

که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت

بر قد هیچکس ایام قبایی نبرید

که طمع چشمه خورشید بان چشم ندوخت

میکند باد برفتن حرکتهای خنک

مگر این شیوه ز زهاد ریایی آموخت

با همه ذوق درون گرم نشد وقت کمال

تا که در خلوت او دمبدم آتش نفروخت

بر سر نقده وامی بدعاگو بفرست

پاره هیزم و انگار که آن نیز بسوخت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام