گنجور

شمارهٔ ۶۵۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

کسی که دوست ندارد ز جان ندارد

که جسم دور ز جان از جهان ندارد حظ

حظر چو کوثر است به خلد آب خضر در ظلمات

رواست گر لب ما زان دهان ندارد حظ

چه رنگ از رخ خوبان رقیب را جز جنگ

که باغبان ز گل و گلستان ندارد حظ

نکرده زلف به کف زآن ذقن چه بهره برم

که تشنه از چه بی ریسمان ندارد حظ

خوش آبدش که ببیند تنم رنیم و رفات

مگر پریست که جز استخوان ندارد حظ

نشان خاک درشه پارسا گرفتم بافت

ز سرمه دیده اعمی چنان ندارد حظ

به زاهد این سخن تره اثر نکرد کمال

درخت خشک ز آب روان ندارد حظ



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید