گنجور

شمارهٔ ۵۴۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هر قطره خون که از مژه بر روی ما چکد

آید دوان دوان که بر آن خاک پا چکد

از غمزه نیش زد به جگر ساحری نگر

کونیش بر کجا زد و خون از کجا چکد

آن دم که نیغ فرقت ازوه سازدم جدا

از دیده خون چکد از دل جداه چکد

ریزد ستاره روز قیامت عجب مدار

روز وداع اشک گره از دید ها چکد

گر زیر با دلم بشکستی چو زلف خویش

دایم ز شیشه دل من خون چرا چکد

هر شب دو دیده آب چکان در هوای تست

شینم که دیدن همه جا از هوا چکد

ابر بلاست هجر تو و گریه کمال

باران محنتی که از ابر بلا چکد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید