گنجور

شمارهٔ ۵۳۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هدایه خواندی و هیچت هدایتی نرسید

عناه کشید و زآن سو عنایتی نرسید

از خوان علم که پر نقل حکمت است ترا

برون ز نقل حدیث و روایتی نرسید

به گوش نهادی شبه نزول و همین

ز لحن غیب بگوش تو آبتی نرسید

ترا چه سود بروز جزا و قابه و جزو

چو از وقابة عفوش حمایتی نرسید

ندیده دیده بینا بابت این راه

به هر مکاشفه تا در نهایتی نرسید

از سالکان خبری بافتم بغابت راست

که یک رونده درین ره بغایتی نرسید

از آن دهان که «ذو العلم» لفظ اوست کمال

بگوش حرف شنو جز حکایتی نرسید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید