گنجور

شمارهٔ ۵۰۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود

در دولت غم تو همین پایه پس بود

در سر هوای تست مرا بهترین هوس

باقی هر آنچه هست هوا و هوس بود

بوسی بر آستان تو داریم التماس

ما را بر آن در از تو همین ملتمس بود

بی زحمت رقیب دمی با شکر لبی

گر دست میدهد شکری بی مگس بود

زاهد اگر قدم ز کرامت نهد بر آب

نزدیک ما به مرتبه کمتر ز خس بود

گو محتسب ز شحنه مترسان مرا که من

از پادشاه فارغم او خود چه کسی بود

نی زیر لب بمیکده میخواندت کمال

بشنو که مقبلی ز قول نفس بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام