گنجور

شمارهٔ ۴۹۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید

اگر خورشید رخساره این قمر باری چه می گوید

بعد دقت شناسی عقل نتوانست هم بستن

وجودی بر میان او کمر باری چه می گوید

اگر گل پیش نرگس زد برویش لاق یکرنگی

به چشم مست تو آن بی بصر باری چه می گوید

گرفتم خود که نشنید آن ستمگر درد پنهانم

بزاری شب و آه سحر باری چه می گوید

گرفتم کآن درخت گل به خود ندهد مرا باری

گر از دور افکنم بر وی نظر باری چه می گوید

بطنز ار گفت خواهم کرد از عاشق کشی نوبه

رقیب شوم با ما این خبر باری چه می گوید

عدو گفتی به عقل و هوش نتوان شد کمال آنجا

چورقت این از تن آن از سر دگر باری چه می گوید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط