گنجور

شمارهٔ ۴۷۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

کمترین کاری مراکز دیدۂ گریان فتاد

در شب هجران در و دیوارم از باران فتاد

خط لبش کرد آرزو خال آن ذقن طالع نگر

کین یکی در چاه و آن در چشمه حیوان فتاد

زلف تو چوگان زنخدان تو گوی دولتست

گوی دولت برد آنکش در کف این چوگان فتاد

جز بسی غمزه نیرت خوش نیاید بر دلم

زآنکه نبود کارگر تیری که بی پیکان فتاد

داد لبها چون ستانیم از کف پایش به بوس

همچو دامانش اگر در پای او نتوان فتاد

گرنه مستند از نسیم دوست گلبویان باغ

با قدح نر گس چرا بر سبزه بستان فتاد

بویش آمد در چمن زد آنچنان آهی کمال

کر درخت خویشتن مرغ چمن بریان فتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام