گنجور

شمارهٔ ۲۷۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست

کرد نقد زندگانی شایع اره پسیار زیست

عاشق نالان می نگرفت بی رویش قرار

عندلیب زار نتوانست بی گلزار زیست

ا گر شنیدی بوی تر از خود برفی بیخبر

زاهد خود بین که عمری عاقل و هوشیار زیست

با خیال بار عاشق شب به عمر خود نخفت

شمع چندانی که بودش زندگی بیدار زیست

شربت دردت مریض عشق را باید حلال

گر کسی درمان بجست او سالها بیمار زیست

با رقیبانت به بوی وصل خوشدل میزیم

بر امید گل چو بلبل می توان با خار زیست

ا گر برآید سرو شاید از سر خاک کمال

سالها چون با خیال آن تد و رخسار زیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهریار مشکین نوشته:

درود؛ بیت سوّم لطفاً بدین صورت اصلاح گردد:
گر شنیدی بوی تو از خود برفتی بی‌خبر / زاهد خودبین که عمری عاقل و هشیار زیست

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید