گنجور

شمارهٔ ۱۷۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زلف تو از غالیه مشکین ترست

اشک من از لعل تو رنگین ترست

از شکر انگور سمرقندیان

سیب زنخدان تو شیرین ترست

داد ز دستت که ز ترکان مست

چشم جفا کیش تو بیدین ترست

گر به مساکین نظری میکنی

بر دل من، کز همه مسکین ترست

نسبت خارا نکنم با دلت

چون دل بی رحم تو سنگین ترست

گر به سر غمزدگان میروی

خاطر من از همه غمگین ترست

گرچه لبت خشک شد از غم کمال

چهره ات از دیده خونین ترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام