گنجور

شمارهٔ ۱۱۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ترا با من سر باری نماندست

سر مهر و وفاداری نماندست

مرا امروز با تو خاطری نیز

که بی موجب بیازاری نماندست

ندانم با که همرنگی گزیدی

که در تو بونی از یاری نماندست

بروز آی ای شب هجران که دیگر

چو شمعم ناب بیداری نماندست

به ما ازاند کی اندک وفائی

گرت ماندست پنداری نماندست

برس فریاد درد من خدا را

که بیشم طاقت زاری نماندست

کمال از عمر بی او ره چیزی

کز آن چیزی بدست آری نماندست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.