گنجور

شمارهٔ ۱۰۳۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

صنما در خط سنبل مه تابان داری

بر سر شاخ صنوبر گل خندان داری

دم عیسی همه از لعل شکر بار دهی

حسن یوسف همه در چاه زنخدان داری

تا سر زلف تو برهم نزند عالم را

صورت خویشتن از آینه پنهان داری

ای شه گلرخ شیرین دهن شور انگیز

تا کی احوال من خسته پریشان داری

تشنه شد لعل تو بر خون دل ما هر دم

گر چه در درج گهر چشمه حیوان داری

تا ربانی ز دل سوختگان گوی فرار

گرد بر گرد به از غالیه چوگان داری

ناله زار کمال است چو بلبل شب و روز

با تو در سبزه خوشبوی گلستان داری



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید