ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
با خیال نرگست در عین بیماری خوشیم
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّهوار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم
گه نشسته در عرق گه در تبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم
گفتهای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید میکشیم
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلیست ما مجنونوَشیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و شور عشق میگوید که هر شب به مانند شمعی در آتش است. او با یاد نرگس محبوبش در حالتی از بیماری و شیدایی احساس خوشبختی میکند و سالهاست که در هوای او رقصان بوده است. حالا که در ناامیدی به سر میبرد، از عرق و عذاب عشق میسوزد و برای محبوبش آماده تحمل هر بلایی است. او به زلف محبوبش اشاره میکند و بر این باور است که این زلف او را به قید عشق در آورده و او همچون مجنون در پی لیلی است.
هوش مصنوعی: ما هر شب مانند شمعی میسوزیم و در شور و هیجان غرق هستیم، اما با یاد تو، حتی در حالتی که بیمار و ناراحتیم، احساس خوبی داریم.
هوش مصنوعی: مدتها در عشق تو شور و شوق داشتیم و همچون ذرات ریز در فضایت میرقصیدیم، اما اکنون به مانند گردی روی فرش افتادهایم.
هوش مصنوعی: گاهی در حالتی هستم که غرق عرق هستم و گاهی دیگر تب دارم. این حالتم از اشک و سوز مختصر نشأت میگیرد، یعنی اینکه در عشق تو به هر دو حالت آب و آتش مبتلا شدهام.
هوش مصنوعی: اگر بگویی موهایم را نچین، در غیر این صورت دچار مشکلاتی خواهی شد. هر نوع بدبختی که از موهای تو ناشی شود، من هم آن را تحمل خواهم کرد.
هوش مصنوعی: به دنبال قید و بندی خیالی برای چهرهی تو هستم، زلفهایت مانند زنجیری هستند که مرا به دیوانگی میکشد، همانطور که مجنون به عشق لیلی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.