اشکم به جستوجوی او بر خاک آن در میرود
خوب است فکر اشک من در پای او گر میرود
تا پای سرو ناز را بوسد به یاد قامتش
سوی چمن آب روان پیوسته بر سر میرود
هرچند کز باد هوا تو میدوانی بادپا
گلگون اشک عاشقان با او برابر میرود
تا تو چراغ افروختی از چهرهٔ چون روز خود
هرشب ز غیرت شمع را آتش به سر بر میرود
از دیده هردم میرود اشک خیالی سوی رخ
چون سایلی کز مفلسی اندر پی زر میرود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و اشک خود به خاطر جدایی و عشق به معشوق سخن میگوید. او اشکهایش را به جستجوی معشوق روی خاک میریزد و بیان میکند که چطور اشکهایش از عشق و یاد او جاری است. شاعر به تصویر زیبای قامت معشوق، درخت سرو و شمعهایی که به خاطر غیرت او روشن میشوند، اشاره میکند. همچنین، او به صورت مداوم، اشکهایی را توصیف میکند که به خاطر خیالات و یاد معشوق در چشمانش جاری میشود، مثل کسی که در پی گنجی میگردد.
هوش مصنوعی: اشک من از شدت longing به جستجوی او بر زمین میریزد، و این خوب است که فکر اشک من در پای او جاری میشود.
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی قد بلند او، آب روان دائماً به سمت چمن میرود تا پای سرو ناز را بوسه دهد.
هوش مصنوعی: هرچند که تو مانند باد در حال حرکت هستی، اما اشکهای عاشقان همچنان به پای تو میرسد و در کنار تو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی تو با چهرهٔ درخشان خود روشنایی میبخشی، هر شب از شدت غیرت و حسادت، شمعها به آتش میافتند.
هوش مصنوعی: هر لحظه از چشمانم اشک خیال میریزد و به سمت چهرهات میرود، مثل کسی که از فقر در پی پول راه میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.