وام بگرفتم به صد جان گرد نعلین ترا
هست جانی آنهم از تو چون دهم دین ترا
بی توام چندان مطول شد شب تاریک هجر
مختصر خوانم تطاولهای زلفین ترا
ماه نو بر مهر ثابت عقرب و پروین روان
وه چه زیبد هیئت اشکال بی شین ترا
بر رسد بندان نگردد کشف راز ار ننگرند
گرد روی خون چکان، چوگان زلفین ترا
نفی جزء و حصر فرد شمس و استلزام او
بس منافی شد دهان و زلف و خدین ترا
چشم بیمارت دهد در هر اشارت صد شفا
بوعلی مشکل که داند حکمت العین ترا
چهره ات ز آب دلارائی هوا را داده نم
تاب رخسارت هویدا کرد قوسین ترا
خالد از ابروی مشکینت اگر گوید سخن
چون کشد آخر کمان قاب قوسین ترا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و فراق و همچنین زیبایی معشوقه سروده شده است. شاعر در آن از درد جدایی و شبهای طولانی بدون محبوب خود میگوید و به زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند. او همچنین به تأثیرات نگاه و چهرهٔ معشوق بر خود میپردازد و به نوعی ناتوانی در بیان احساساتش در برابر زیباییهای او را نشان میدهد. در کل، شعر غم و شوق عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن عشق تو، حتی با جانم وام گرفتهام، اما حالا که این جان را نیز داشتم، چگونه میتوانم دین تو را ادا کنم؟
هوش مصنوعی: در غیاب تو، شب تاریک و طولانی شده و من ناچار میتوانم تماشای زلفهای تو را به صورت خلاصهوار در نظر بگیرم.
هوش مصنوعی: ماه نو بر نشانههای ثابت عقرب و پروین در حال حرکت است و چه زیبایی دارد شکلهای بدون نقص تو.
هوش مصنوعی: وقتی که زنجیرها به پا میشود و رازها کشف نمیشود، اگر به دور خون که بر زمین میریزد نگاه نکنند، همچون توپ چوگان زلفهای تو خواهد چرخید.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که وقتی به وجود شمس و یکتایی او توجه کنیم، هیچ چیز دیگری نمیتواند به عنوان جزئی از او یا جدا از او وجود داشته باشد. در این حالت، ویژگیها و زوایای ظاهری مانند دهان و زلف دیگر معنایی نخواهند داشت، چرا که تمام این موارد در مقابل وجود واقعی و یکتای او کمرنگ میشوند.
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو با هر اشارهای به تو قدرت شفابخشی میدهد، ولی کسی مثل بوعلی سینا نمیتواند به راز و حکمت نگاه تو پی ببرد.
هوش مصنوعی: چهرهات به قدری زیباست که نور و تازگی هوا را تحت تاثیر قرار داده و زیبایی صورتت را نمایان کرده است.
هوش مصنوعی: اگر خالد درباره ابروی سیاه و زیبایت سخن بگوید، چه کمانی به ظرافت و زیبایی ابرویت کشیده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
لنگر گهواره بود از کودکی تمکین ترا
می چکد آتش چو شمع از چهره شرمین ترا
می شود روشن چراغ کشته بر بالین ترا
نونیاز ناز چون خوبان دیگر نیستی
[...]
راه پرچاهست و، غفلت برده ای مسکین ترا
دیدن بالا بلندان، کرده بالا بین ترا!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.