گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید

جز سایه کسی همره و همراز نیاید

ای خواجه برو باد مپیمای که بلبل

در فصل بهاران ز چمن باز نیاید

گفتم که ز من سرمکش ای سرو روان گفت

تا سر نکشد سرو سرافراز نیاید

هر دل که به دستش نبود رشتهٔ دولت

همبازی آن زلف رسن باز نیاید

باز آی و بسوی من بیدل نظری کن

هر چند مگس در نظر باز نیاید

صاحب‌نظر از نوک خدنگ توننالد

برکشته چو خنجر زنی آواز نیاید

چون بلبل دلسوخته را بال شکستند

برطرف چمن باز بپرواز نیاید

تا زنده بود شمع صفت بر نکند سر

در پای تو هرکس که سرانداز نیاید

خواجو ز سفر عزم وطن کرد ولیکن

مرغی که برون شد ز قفس باز نیاید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.