دریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای
به بیست سال برآمد به یک نفس بگذشت
مرا ذخیزه همین یک رشید بود از عمر
نتیجهٔ شب و روزی که در هوس بگذشت
چو دخترم آمدم از بعد این چنین پسری
سرشک چشم من از چشمهٔ ارس بگذشت
مرا به زادن دختر غمی رسید که آن
نه بر دل من و نی بر ضمیر کس بگذشت
چو دختر انده من دید سخت صوفیوار
سه روز عدهٔ عالم بداشت پس بگذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به Reflecting بر عمر خود و حسرتهایش میپردازد. او میگوید که عمرش بیثمر گذشته و تنها سرمایهاش در زندگی، جوانیاش بوده است. او به زنی که فرزندی به دنیا آورده است اشاره میکند و غم و اندوهی که از تولد دخترش به دلش نشسته را توصیف میکند. شاعر از احساساتی چون سرشک و غم درونی سخن میگوید که به دلیل عدم شادی واقعی و وزن سنگین زندگی در دلش وجود دارد. در کل، این اشعار به تفکر در گذر زمان و ناامیدیهای ناشی از آن پرداختهاند.
هوش مصنوعی: عمر جوانیام به سرعت گذشت و حالا افسوس میخورم که این مدت کم را چطور سپری کردم. تنها یک نفس کافی بود تا بیست سال از زندگیام به پایان برسد.
هوش مصنوعی: تنها دستاورد من از زندگیام، همان یک لحظه روشن و باارزش است که در میان گذر زمان و آرزوهای گوناگون به دست آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی دختر شدم، پس از این که پسری را دیدم، اشک از چشمانم ریخت و به سمت چشمه ارس رفت.
هوش مصنوعی: من از خبر تولد دختری غمگین شدم، اما این غم نه در دل من ماند و نه در دل کسی دیگر تاثیر گذاشت.
هوش مصنوعی: زمانی که دختر اندوه من را دید، به طور جدی و مانند یک صوفی، سه روز از جمع علمای دیگر فاصله گرفت و سپس از آن وضعیت گذر کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.