گنجور

 
خاقانی شروانی
 

بر درد دل دوا چه لود تا من آن کنم

گویند صبر کن، نه همانا من آن کنم

درد فراق را به دکان طبیب عشق

بیرون ز صبر چیست مداوا، من آن کنم

گوئی زبان صبر چه گوید در این حدیث

گوید مکن خروش به عمدا، من آن کنم

گر هیچ تشنه در ظلمات سکندری

دل کرد از آب خضر شکیبا من آن کنم

یاران به درد من ز من آسیمه سر ترند

ایشان چه کرده‌اند بگو تا من آن کنم

آتش کجا در آب فتد چون فغان کند

در آب چشم از آتش سودا من آن کنم

آن ناله‌ای که فاخته می‌کرد بامداد

امروز یاد دار که فردا من آن کنم

گفتی که یار نو طلبی و دگر کنی

حاشا که جانم آن طلبد یا من آن کنم

انده گسار من شد و انده به من گذاشت

وامق چه کرد ز انده عذرا، من آن کنم

کاووس در فراق سیاوش به اشک خون

با لشکری چه کرد به تنها، من آن کنم

خورشید من به زیر گل آنجا چه می‌کند

غرقه میان خون دل اینجا من آن کنم

فریاد چون کند دل خاقانی از فراق

از من همان طلب کن زیرا من آن کنم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پارسا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

با درود و ادای احترام؛ در مصرع اوّل بیت اوّل، به جای «بود» به اشتباه «لود» ثبت شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.