گنجور

 
خاقانی شروانی
 

شب نباشد که آه خاقانی

فلک چنبری نمی‌شکند

گرچه ار روزگار زاده است او

روزگارش به کینه می‌شکند

آبگینه ز سنگ می زاید

لیک سنگ آبگینه می‌شکند