ناز جنگآمیز جانان برنتابد هر دلی
ساز وصل و سوز هجران برنتابد هر دلی
دل که جوئی هم بلا پروردِ جانان جوی از آنک
عافیت در عشق جانان برنتابد هر دلی
نازنین مگذار دل را کز سر پروانگی
ناز مشعلدار سلطان برنتابد هر دلی
عشق از اول بیدق سودا فرو کردن خوش است
شهرخ غم در پی آن برنتابد هر دلی
مال و هستی باختن سهل است از اول دست لیک
دستخون ماندن به پایان برنتابد هر دلی
یک جگر خون است عاشق را و جان و دل حریف
جرعهٔ می را دو مهمان برنتابد هر دلی
سر بنه تا درد سر برخیزد و بار کلاه
کز پی سر طوق و فرمان برنتابد هر دلی
جان ز بهر خدمت جانان طلب نز بهر تن
کز پی تن، مِنَّت جان برنتابد هر دلی
تن نماند مِنَّت جان چون بری خاقانیا
دِه خراب و حکم دهقان برنتابد هر دلی
چون به غربت سر نهادی ترک شروان گوی از آنک
کبریای اهل شروان برنتابد هر دلی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان دشواریهای عشق و ناز محبوب میپردازد. او تأکید میکند که دلهای عاشق نمیتوانند تحمل ناز و زیبایی را داشته باشند و در عین حال، سوز هجران را نیز نمیتوانند تاب آورند. عشق با تمام دردها و رنجهایش برای عاشق شیرین است و حتی از دست دادن مال و هستی در راه عشق آسانتر از تحمل درد جدایی است. شاعر به عشق به عنوان یک مهمانی مینگرد که در آن دل عاشق پیوسته در جستجوی محبوبش است. همچنین، با اشاره به غربت، ویژگیهای خاص اهل شروان را به تصویر میکشد که باعث میشود دلها در این محبت به درد بیفتند.
هوش مصنوعی: دل کسی نمیتواند طاقت بیکینی و زیبایی و ناز جنگی معشوق را داشته باشد، همچنین هیچ دلی نمیتواند درد و رنج جدایی از او را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هر دلی که به دنبال دلباختهٔ جانان باشد، باید بداند که به جز درد و رنج، چیزی نخواهد یافت؛ زیرا هیچ دلی نمیتواند به راحتی و آسایش در عشق جانان زندگی کند.
هوش مصنوعی: ای نازنین، دل را رها نکن که از عشق و شیفتگی، اشتیاق و محبت به تو در دل هر کسی مانند شعلهای درخشان است و هر دلی از این پرتو روشنایی دور نمیافتد.
هوش مصنوعی: از همان ابتدا، بیفکری در عشق و احساسات مختلف آن، کار دلپذیری است؛ اما هیچ دلی نمیتواند در پی زیبایی و غم عشق، مقاومت کند و به آسانی از آن دل برتابد.
هوش مصنوعی: از ابتدا باختن مال و ثروت آسان است، اما در پایان عمر باقی ماندن با دست خونی (به معنای تحمل درد و رنج) دشوار است و هر دلی از عهدهٔ آن برنمیآید.
هوش مصنوعی: عاشق، مانند یک جگر خونین در رنج و عذاب است و هیچ دلی نمیتواند همزمان محبت و عشق را با نوشیدن می (شراب) تحمّل کند.
هوش مصنوعی: عاشق باید سرش را پایین بیاورد تا درد و رنج عشق برطرف شود، و کسی که به خاطر مقام و جایگاه خود کلاه بر سر میگذارد، از فرمان و اطاعت محروم میماند.
هوش مصنوعی: انسان برای خدمت به معشوق باید جان بسوزاند، نه برای نیاز به جسماش؛ زیرا هیچ دلی نمیتواند بار گران نیاز به جانش را به دوش بکشد.
هوش مصنوعی: تن از جان جدا نمیشود و منّت جان بر کسی نمیتواند سنگینی کند، چون در این دنیا، زندگی سوای چیزهای مادی، تحت فرمان و اختیار دهانداران و کسانی که قدرت دارند، خواهد بود و هر دلی نمیتواند بار این زحمت را تحمل کند.
هوش مصنوعی: وقتی در غربت سر میگذاری، ای ترک شروان، بدان که شکوه و عظمت مردم شروان هر دلی را نمیپذیرد و برنمیتابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.