گنجور

شمارهٔ ۳۰۰ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای بر محکّ عقل وجود تو ناسره

ای مجمع مساوی اخلاق یکسره

گر بگذری بر آنکه ز مویی ضعیف تر

چیزی از وتراش کنی همچو استره

گر چه خری تر از خری هیچ نقص نیست

تا مر تراست سیم بخروار در خره

اقبال بین که روی نهادست سوی تو

او را چه می کنی؟ که تو گولی و غتفره

گر خاطر تو تیره و طبعت نبهره است

هم آب تست روشن و هم سیم تو سره

ریشت جوال گوز و بروتت جوال دوز

جمله شکم چو خنب و دهان همچو خنبره

از دست تو برون نتوان کرد زر به دوز

کان دست مرد ریکت قفلست وزر بره

اندر دهان نگیری از بخل آب خویش

از تشنگی اگر رسدت جان به غرغره

شاید کز اهل فضل فزونی به جاه و مال

زیرا که هم گرانی و هم سرد مسخره

هر کو تهی ترست بمعنی به عهد ما

او را بلند تر بود ایوان و منظره

اکنون کز اهل فضل خران بر سر آمدند

تو بر سر آمدی ز خران همچو تو بره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام