گنجور

شمارهٔ ۲۵۸ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ز روزگار بیک ره کرانه می جویم

ملول گشته ام از خود بهانه می جویم

چهار حدّ وجودم مخالفان دارند

ره برون شو خود زان میانه می جویم

بان سوهان بر تیغ می زنم خود را

خلاص خویش ز چنگ زمانه می جویم

به پای خویش به دام بلا نهادم سر

گمان مبر که در این دام دانه می جویم

خلاف طبع جهان از جهان طمع دارم

نه جایگاه منست این، کرانه می جویم

فلک بمن دل غمگین همی بنگذارد

من از زمانه دل شادمانه می جویم

اگر چه مرغ دلم را شکسته شد پر و بال

فراز قبّۀ چرخ آشیانه می جویم

دلم از این ظلمات حواس بگرفتست

ره گریز از این بالکانه می جویم

بمانده ام متحیّر درین نشیمن خاک

غریب و سر زده ام راه خانه می جویم

طمع ببین که بدین پنج روزه مایة عمر

سریر مملکت جاودانه می جویم

ز تنگنای زمینم هزار آسیبست

برای عیش فراخ آسمانه می جویم

سلامتی، پس اگر نیست ،بازگشتی خوب

به آرزوی یکی زین دوگانه می جویم

چو آستانۀ راه منست هستی من

بچابکی گذر از آستانه می جویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام