گنجور

شمارهٔ ۱۷۵ - وله ایضاً

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

بزرگوارا آنی که پیش رأی تو خور

بزیر چادر سیماب گون نهفته شود

بگاه فکر بیان تو گر بر آشوبد

سرای پردة سرّ ازل کشفته شود

اگر گشاده شود دانگ سنگ سطوت تو

دریچه یی ز عدم در وجود سفته شود

زنوک کلک تو هر دم ز عالم معنی

هزار گوهر ناسفته بیش سفته شود

برای قدر تو هر روز کرد ظلمت شب

ز صحن چرخ بگیسوی مهر رفته شود

در اشتیاق تو بیدار دولتی دارد

کسی که یک شب چون بخت بنده خفته شود

بدان خدای که در باغ صنع او هر دم

گل وجود ز خار عدم شکفته شود

که شوق بنده بخدمت زیادتست از آن

که شرح آن بتصاویر خامه گفته شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام