گنجور

شمارهٔ ۱۶۵ - وله فی الامیر الحاجب همان الدّین الیاس

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قصاید
 

مجلس محترم همام الدّین

ای دلم بستۀ اشارت تو

خاطر تیز ارسطاطالیس

قاصر و عاجز از مهارت تو

دیرها رفت تا که منتظرم

تا که آرد بمن بشارت تو؟

نامه باری همی نویس که جان

برخی آن خط و عبارت تو

گوئیا نیست بر قرار چنان

حال وسواس و استشارت تو

وان دوشنبه بروزه بودن تو

وان هر آدینۀ زیارت تو

وآن بتنها در آبریز شدن

نیم شبها ز بس جسارت تو

آن دیانت کجا رعا کردی؟

که بدزدید آن بصارت تو؟

جامۀ من که بیست بیش ارزید

بعد شش ساله استجارت تو

قصبی شد که شش نمی ارزد

چشم بد دور از تجارت تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام