گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

دل را بدهم پند که عمدا نرود

پیش بت شنگ من از آنجا نرود

لب می‌گزد آن بت که کجا افتادی

او کیست که باشد که رود یا نرود

وحشی بافقی

در کوی توام پای تمنا نرود

من سعی بسی کنم ولی پا نرود

خواهم که ز کویت روم اما چه کنم

کاین بیهده گرد پا دگر جا نرود

ابوالحسن فراهانی

نقش رخ او ز چشم بینا نرود

وین چشمه آب عکس اصلا نرود

آینه صورت جهان دیگریم

نقشی که درآید به دل ما نرود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه