گنجور

شمارهٔ ۴۴۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نیی

که جز به جانب اغیار تیزگام نیی

به حسن ماه تمامی ندانمت ز چه روی

چو ماه نوبه من کم ز کم تمام نیی

به هم مقامی عشاق می کنی آهنگ

چه موجب است که با من درین مقام نیی

منم غلام تو ای پادشاه کشور حسن

چه شد که ملتفت حال این غلام نیی

سزد چو آهوی وحشی که رو نهم در دشت

چنین که با من از خود رمیده رام نیی

مرا چه چشم علیک از لب گهربارت

چو تو ز سنگدلی گوش بر سلام نیی

ز جام می کنی اعراض جامیا گویی

ز سلک جمع مریدان پیر جام نیی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور