گنجور

شمارهٔ ۲۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا

برتو خواند حرف حرف این نامه درد مرا

می شود باران اشکم ژاله برکشت امید

خاصیت اینست دور از تو دم سرد مرا

دست امید من از دامان وصلت نگسلد

گر دهد گردون به باد نیستی گرد مرا

جز دلی ناید برون زاندوه عشقت صد شکاف

گر شکافی سینه اندوه پرورد مرا

خوردمی شبها به خواب از لعل تو جام طرب

برد تاراج غمت هم خواب و هم خورد مرا

سینه پر مهر تو آوردم از راه عدم

آه اگر طبع تو نپسندد ره آورد مرا

داشت سرگردان به سان جامیم فکر جهان

بند پا شد عشق تو فکر جهانگرد مرا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور