گنجور

شمارهٔ ۲۲۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شد

ز دیده خوردن خونم مدام خواهد شد

چنین که لاغر و زرد است ز ابرویت مه نو

چو یک دو هفته برآید تمام خواهد شد

ستون تیر خود از خانه دلم چو کشی

خیال قد تو قایم مقام خواهد شد

چو دایه بر لبت انگشت زد بشارت داد

که خوش عبارت وشیرین کلام خواهد شد

همی نمود ز قدت هنوز نازده گام

که همچو کبک دری خوش خرام خواهد شد

غزال وار رمیدی ز من نمی دانم

که طبع سرکش تو باکه رام خواهد شد

وجود خاکی جامی ز شوق مجلس تو

پس از وفات صراحی و جام خواهد شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.