گنجور

شمارهٔ ۶۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست

در ازل بسته ست با پیمانه پیمانی درست

در لباس شیشه تا می جلوه گر شد کم گذاشت

خلعت تقوا و توبه بر مسلمانی درست

گر دهد لب نوجوانی می ندانم چون گزم

پیریم چون در دهان نگذاشت دندانی درست

دامنم چاک از تو چون چینم گل از گلزار عیش

چیدن گل نیست آسان جز به دامانی درست

تا ز در مست و گریبان چاک بیرون آمدی

گشته صد پاره شدن بر هر گریبانی درست

نیم جان اندر بهای بوسه بسیاری کم است

کاشکی دور از تو ماندی در تنم جانی درست

گفته ای دارم درستی با تو صد چندان که تو

صد ره این گفتی ولیکن نیست چندانی درست

بهر عرض حال خود جامی به خوبان جهان

کرده سرگردان به هر اقلیم دیوانی درست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify