گنجور

شمارهٔ ۵۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

شیوه عقل از دل دیوانه بیرون کردنیست

ناموافق هرچه هست از خانه بیرون کردنیست

هرچه شد در دل گره از مصلحت بینی عقل

از درون با نعره مستانه بیرون کردنیست

گر کند مشاطه مویی بر تو کج از دست او

شانه نی نی دست او از شانه بیرون کردنیست

چون شماری عشق ورزان را دم از زاهد مزن

از حساب آشنا بیگانه بیرون کردنیست

دل ز حرف عشق پر، افسون عقل از وی بشوی

از جوار مصحف این افسانه بیرون کردنیست

بزمگاه دردنوشان را سفالین کوزه بس

کاسه کاشی ازین کاشانه بیرون کردنیست

نظم جامی گوهر آمد فکرت صافی صدف

زین صدف آن گوهر یکدانه بیرون کردنیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان