گنجور

شمارهٔ ۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

کهن رواق فلک منزل اقامت نیست

حریم کجروشان جای استقامت نیست

نشسته شاد به بزم طرب بدان ماند

که خواجه معتقد نشئه قیامت نیست

به شیخ شهر شو ای سالک کرامتجوی

که رند مصطبه را طاقت کرامت نیست

ز غیر باده پرستی دلا پشیمان باش

که توبه پیش محقق بجز ندامت نیست

به حکم عقل بود عاشقی جنایت لیک

جنایتی که در او بر کسی غرامت نیست

بود علامت عرفان ز اعتراض اعراض

نه عارف است مقلد کش این علامت نیست

به چارسوی ملامت قدم منه جامی

که مأمنی بهت از گوشه سلامت نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن