گنجور

شمارهٔ ۲۷۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

یار زلف دوتا به هم بسته

صد کمند بلا به هم بسته

جعد مشکین او به هر حلقه

صد دل مبتلا به هم بسته

دولبش بسته شد ز ما به سخن

دو شکر گوییا به هم بسته

پیش آن روی چیست دسته گل

چند شاخ گیا به هم بسته

چون دو زلفش ازو دو دست رقیب

خوش بود از قفا به هم بسته

نامه ما به او بود سوی شاه

دوسه حرف از گدا به هم بسته

شعر جامی شنید و گفت به طنز

این همه از کجا به هم بسته



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن