گنجور

شمارهٔ ۲۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

شد وقت گل به باده مرا طیلسان گرو

با زاهدان به توبه چه دارم زبان گرو

ماه زمین تویی چه عجب گر به نزد حسن

ماه زمین برد ز مه آسمان گرو

بوسی به نسیه ام بده از لب که می نهم

پیش تو در برابر آن نقد جان گرو

در داستان عشق تو بگذشت عمرها

رفتیم و دل هنوز بدین داستان گرو

رسوای کودکان شدم آری بدین سزاست

پیری که دل کند به غم هر جوان گرو

بی مهری است عادت تو وای آن که کرد

خاطر به دلبری چو تو نامهربان گرو

جامی به دور لعل لبت وجه می نداشت

تسبیح و خرقه کرد به کوی مغان گرو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور