گنجور

شمارهٔ ۱۷۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

آن سروناز کیست نهاده کلاه کژ

مست است گوییا که نهد پا به راه کژ

چون تازه شاخ گل که تمایل کند ز باد

گاه از خواص باده شود راست گاه کژ

حرفیست بر لطافت صنع دبیر دال

بر لوح عارضش سر زلف سیاه کژ

افتم خمیده پشت به راهش که دور نیست

در پای سرور است که خیزد گیاه کژ

خواهی شکار صید مراد آه کش دلا

کمتر فتد ز صوب غرض تیر آه کژ

خوش خاطرم ز دوست به افسانه وصال

خواه آن فسانه راست بود زو و خواه کژ

جامی به چاه جاه مشو سرنگون فرو

بس مرد راست کو شود از میل جاه کژ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور