گنجور

شمارهٔ ۱۵۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

ز ایام خرمی نفس دیگرم نماند

جز فقر و نیستی هوس دیگرم نماند

سبحه به کف شمار بدیهای خود کنم

بیرون ز سبحه دسترس دیگرم نماند

جز وایه های طبع که آسودگیم برد

در خواب زحمت مگس دیگرم نماند

برباد رفت هستی خود رسته نفس من

در راه فقر خار و خس دیگرم نماند

کوتاه کردم از همه کس دست التماس

جز سر فقر ملتمس دیگرم نماند

آن طایرم که مانع طوف ریاض قدس

جز چارچوب تن قفس دیگرم نماند

من جامیم به ناکسی خویش مبتلا

پروای ناکسی کس دیگرم نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن